{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وانگجی

وانگجی
دیدگاه ها (۰)

یعنی اینجا من تو مرز سکته بودم از بس ذوق کرده بودم

اینجا که وانگجی شمشیر رو گرف روی گلوی ووشیان واقعا چطوری ووش...

ووشیان همینطوری شم تو بغل وانگجی بود خب وانگجی قربونت بشم دو...

اینجا وانگجی داشت تحمل میکرد ووشیان رو ولی ووشیان خودش کاری ...

عموی وانگجی یکم خیلی به وانگجی سخت میگیرفت قبول دارید؟

وانگجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط