{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
Part 19

سکوت سنگین شده بود.

فلیکس به صفحه خیره مانده بود.
(آخرین وارث، در قصر سایه زندگی می‌کند.)

فلیکس: یعنی... یکی از افراد قصر وارثه؟

هیونجین هنوز به نام خاندان مادرش نگاه می‌کرد.
هیونجین: ظاهراً.

سونگمین: باید بفهمیم این وارث کیه.

صدای قدم‌هایی از راهرو آمد.
هر سه ساکت شدند.

در باز شد.
چانگبین وارد شد.
چانگبین: شما اینجا چه کار می‌کنید؟

فلیکس کتاب را بست.
فلیکس: دنبال حقیقتیم .

چانگبین نگاهش را بین آنها چرخاند.
بعد آهی کشید.
چانگبین: پس پیداش کردید.

هیونجین: تو از این موضوع خبر داشتی؟

چانگبین: فقط بخشی ازش رو.

هیونجین: چرا به من نگفتی؟

چانگبین: چون نمی‌خواستم قبل از مطمئن شدن، چیزی بهت بگم.

هیونجین کتاب را روی میز گذاشت.
هیونجین: مادرم از این خاندان بوده؟

چانگبین: بله.

فلیکس: پس...

چانگبین: هنوز نمی‌دونیم وارث کیه.

همان لحظه صدای افتادن چیزی از پشت قفسه آمد.
سونگمین شمشیرش را کشید.
سونگمین: تنها نیستیم.

یک سایه از بین قفسه‌ها عبور کرد.

هیونجین: بگیریدش!

اما وقتی به انتهای راهرو رسیدند...
هیچ‌کس آنجا نبود.
فقط یک تکه کاغذ روی زمین مانده بود.
روی آن نوشته شده بود:
(به جای جست‌وجوی وارث، به کسی نگاه کنید که از ابتدا کنار شما بوده.)

فلیکس آرام زمزمه کرد:
فلیکس: کنار ما...؟




پایان پارت ۱۹




#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی

#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
دیدگاه ها (۵)

سلاممم سلاممم🤗✨️🦋فیک 𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌 رو دوست دارید ؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط