{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
پدرم دفتر شعری آورد
تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند
و مرا برد به آرامش زیبای یقین
زندگی شاید شعر پدرم بود که خواند
دیدگاه ها (۱)

.بودنها هم بودنهای قدیم'!!نه اینترنت بود،نه تلفنفقط نگاه بود...

.دوستت میدارم و نزد دلم دُردانه ایبی تو در تاریکی ام ، تو چل...

.من اگه قرار بود همه رو ببخشم که آدم نمیشدم،،""خدا میشدم""کی...

.سلام ای عشق دیروزی، منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را، ...

زندگی دفتر شعری‌ست پر از شادی و غم ؛ شعر من بی‌تـو به آن قسم...

زخم فراموشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط