S C E N A R I O S K Y
🌙 S C E N A R I O S K Y
موضوع: وقتی کات کردید و اونا طاقت نمیارن و میخوان برگردن...
🥀 مایکی (Manjiro Sano)
مایکی بعد از تو دیگه اون آدم سابق نیست؛ حتی بیحستر از قبل شده. ولنتاین براش فقط یه روز عادیه، اما وقتی میبینه همه با گل و کادو تو خیابونن، ناخودآگاه یاد خندههات میافته. شبونه میاد پشت در خونهت. وقتی در رو باز میکنی، با چشمهای گود رفته و لحنی که انگار از ته چاه درمیاد، فقط یه جمله میگه:
«تاریکیِ بدون تو، حتی برای منم زیادی سیاهه... برگرد، وگرنه مجبورم میکنی کل شهر رو برات به آتیش بکشم.»
🐉 دراکن (Ken Ryuguji)
دراکن سعی میکنه خودش رو با کار توی موتورفروشی سرگرم کنه، اما هر بار که یه زوج رو میبینه که با هم میخندن، دستش میلرزه. روز ولنتاین یه باکس شکلات تلخ (همونی که دوست داشتی) میگیره و میاد دم پنجرهت.
دیالوگ: «میدونم گفتم برو، اما غلط کردم. این خونه بدون صدای تو بوی نا میده. میخوام دوباره مکانیکِ قلبِ تیکهتیکهت باشم.»
💊 سانزو (Haruchiyo Sanzu)
اون دیوانهتر از این حرفاست که بذاره راحت بری. ولنتاین برات یه دستهگل رز قرمز میفرسته که وسطش یه نامه خونیه (نگران نباش، جوهره!). شب خودش میاد سراغت، در حالی که لبخند ترسناکش رو لبشه اما دستاش میلرزه.
دیالوگ: «کات کردن؟ ما فقط داشتیم بازی میکردیم، مگه نه؟ بدون من کجای این دنیا میخوای امنیت داشته باشی؟ برگرد خونه عروسک من، پادشاهت بدون ملکه چطوری حکمرانی کنه؟»
💵 ران و ریندو (Haitani Brothers)
ران با یه استایل شیک و یه شاخه گل ارکیده میاد دنبالت و جوری رفتار میکنه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده: «پرنسس، وقت ناهار ولنتاینه، راه بیفت.»
اما ریندو کمی خجالتیتره؛ پشت سر ران وایساده و به زمین نگاه میکنه. زیر لب میگه: «ران راست میگه... بدون تو کلوپها دیگه خوش نمیگذره. برگرد، خودم هواتو دارم.»
#Bonten #Tokyo_Revengers #Scenario #Mikey #Sanzu #Haitani #ولنتاین #سناریو #بونتن #توکیو_ریونجرز 🎀🍓
موضوع: وقتی کات کردید و اونا طاقت نمیارن و میخوان برگردن...
🥀 مایکی (Manjiro Sano)
مایکی بعد از تو دیگه اون آدم سابق نیست؛ حتی بیحستر از قبل شده. ولنتاین براش فقط یه روز عادیه، اما وقتی میبینه همه با گل و کادو تو خیابونن، ناخودآگاه یاد خندههات میافته. شبونه میاد پشت در خونهت. وقتی در رو باز میکنی، با چشمهای گود رفته و لحنی که انگار از ته چاه درمیاد، فقط یه جمله میگه:
«تاریکیِ بدون تو، حتی برای منم زیادی سیاهه... برگرد، وگرنه مجبورم میکنی کل شهر رو برات به آتیش بکشم.»
🐉 دراکن (Ken Ryuguji)
دراکن سعی میکنه خودش رو با کار توی موتورفروشی سرگرم کنه، اما هر بار که یه زوج رو میبینه که با هم میخندن، دستش میلرزه. روز ولنتاین یه باکس شکلات تلخ (همونی که دوست داشتی) میگیره و میاد دم پنجرهت.
دیالوگ: «میدونم گفتم برو، اما غلط کردم. این خونه بدون صدای تو بوی نا میده. میخوام دوباره مکانیکِ قلبِ تیکهتیکهت باشم.»
💊 سانزو (Haruchiyo Sanzu)
اون دیوانهتر از این حرفاست که بذاره راحت بری. ولنتاین برات یه دستهگل رز قرمز میفرسته که وسطش یه نامه خونیه (نگران نباش، جوهره!). شب خودش میاد سراغت، در حالی که لبخند ترسناکش رو لبشه اما دستاش میلرزه.
دیالوگ: «کات کردن؟ ما فقط داشتیم بازی میکردیم، مگه نه؟ بدون من کجای این دنیا میخوای امنیت داشته باشی؟ برگرد خونه عروسک من، پادشاهت بدون ملکه چطوری حکمرانی کنه؟»
💵 ران و ریندو (Haitani Brothers)
ران با یه استایل شیک و یه شاخه گل ارکیده میاد دنبالت و جوری رفتار میکنه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده: «پرنسس، وقت ناهار ولنتاینه، راه بیفت.»
اما ریندو کمی خجالتیتره؛ پشت سر ران وایساده و به زمین نگاه میکنه. زیر لب میگه: «ران راست میگه... بدون تو کلوپها دیگه خوش نمیگذره. برگرد، خودم هواتو دارم.»
#Bonten #Tokyo_Revengers #Scenario #Mikey #Sanzu #Haitani #ولنتاین #سناریو #بونتن #توکیو_ریونجرز 🎀🍓
- ۴.۰k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط