{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت: چشم خویشتن میدونی کجاست؟

گفت: چشم خویشتن میدونی کجاست؟
گفتم: نه،
گفت: حواسش پرت کن
گفتم: نمیشه، نمیتونم!
گفت:چشاتو ببند
گفتم: آخه ببندم نمی‌بینمت!
گفت: بهتر...!
گفتم: چرا...؟
گفت: دیدن نداره!
گفتم: چرا رفتن آدما این‌قدر زاره؟
گفت: جان دادن میدونی چیه؟
گفتم: نه
گفت: منم نمی‌دونم!
گفتم: اینم مثل همونه؟
گفت: هر چی تو بگی
گفتم: چشام بستم
هیچی نگفت و اولین قدم برداشت،

"من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود..."


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

‌گویند صدای کسی که دوستش داری، آخرین چیز است که از او فراموش...

آنها که حال خرابت را می‌بینندولی باز می‌پرسند: خوبی؟می‌شود ل...

برف و سرمای زمستان جمله بهانه‌ استهدف مشتی بغل از خروارِ آغو...

تمام دار و ندارم در نداشتن تو تمام می‌شود!#ارس_آرامی

ׅ ֹ ៸៸     ׅ ֹ ៸៸     ׅ ֹ ៸៸     ׅ ֹ ៸៸  ★   ׅ ֹ ៸ׅ ֹ ៸៸    ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط