{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالم را نمی دانم

.
حالم را نمی دانم!
تنها و ناامید نیستم...
دلخور و نگران هم نیستم...
دلشوره ی آینده و غم گذشته را هم ندارم...
به گمانم کمی دلتنگم!
دلتنگِ کسی که هنوز نیامده...
دلتنگِ خبری که نمی رسد از راه...
شاخه گلی که بویش به مشامم نمی رسد
و جوانه ای که سبز نمی شود و گلدانی که به خورشید لبخند نمی زند...
راستش
دلم کمی دلشوره و نگرانی می خواهد باچاشنیِ "عشق"!
و چه به اندازه جهانم خالیست از این واژه...
دلتنگم
تنها
برای
یک
قاصدک!
.
_شقایق عباسی
دیدگاه ها (۱)

.در جهان نقش تماشا را زِ دل شستم که دیدمپرده ای در این نگارس...

.شرح تنها بودنمتنها همین یک مصرع استکُنج ریلی دور افتاده،قطا...

.فکر تو را از سرمبیرون آورده امدست هایش را گرفته امو با هم ...

.به راه افتادن پاهایتخیابان پشت خیابان زیر ذره بین آفتاب سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط