گرگ دراین نمایش،نقشه میکشد،به گله خود،یادمیدهد،که چوپان ر
گرگ دراین نمایش،نقشه میکشد،به گله خود،یادمیدهد،که چوپان رادروغگوکنند،نزدیک گله میروند،اما به گله نمیزنند،تاجایی که فریادچوپان دروغو،بی فایده است،مردم درخواب وبی خبری خفته اند،گرگ به گله میزند،چوپان رانیزازبین میبرد،اوهمه دارایی چوپان را،میخواهد،
مردم،چون گله گرگ دیده اند رمیده اند،گرگ ها،جای دوستان نشسته اند،طبق نقشه گله رامیکشند،میخورند،اسیرمیکنند،فرمان نمیبرند،جان قربانی میکنند،تا،قدرت خود رانشان بدهند،دراین حکومت بازورقدرت سروری کنند،این داستان ادامه داردچون گرگ درطبیعتش نیازبه شکاردارند
مردم،چون گله گرگ دیده اند رمیده اند،گرگ ها،جای دوستان نشسته اند،طبق نقشه گله رامیکشند،میخورند،اسیرمیکنند،فرمان نمیبرند،جان قربانی میکنند،تا،قدرت خود رانشان بدهند،دراین حکومت بازورقدرت سروری کنند،این داستان ادامه داردچون گرگ درطبیعتش نیازبه شکاردارند
- ۶۶
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط