{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که سیب داشتیم و ما نفر بودیم

“وقتی که ۴ سیب داشتیم و ما ۵ نفر بودیم
مادرم گفت:
“من سیب دوست ندارم”
ابوعلی‌سینا
دیدگاه ها (۱)

چه خوشبخت اند ..آنها که به پای هم پیر میشوند.. نه به دست هم....

روباهی از شتری پرسید: عمق این رودخانه چقدر است؟ شتر جواب ‌دا...

وقتی بچه بودم میگفتند :هر وقت به تنهایی توانستی بند کفشهایت ...

عمل جراحی جدا سازی موبایل از بدن به زودی در سراسر بیمارستانه...

ما وقتی بچه بودیم دوست داشتیم بزرگ شیم اما الان که بزرگ شدیم...

روز مادر مبارک تقدیم به مادرانی این همه سال ازمانگهداری کردن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط