چو روی تو گل رنگین ندیدم

چو روی تو گل رنگین ندیدم
تو را چون گل وفا آیین ندیدم

من اندر مرکز رخسار خوبان
چو خالت نقطهٔ مشکین ندیدم

ندیدم چون تو کس یا کس چو تو نیست
ز مشغولی به مه پروین ندیدم

چو تو ای بت رخت را سجده کرده
بت سنگین دل سیمین ندیدم

برآرم نعرهٔ عشقت چو فرهاد
که چون تو خسرو شیرین ندیدم

چو تو در روم نبود دلستانی
نه اندر چین ولی من چین ندیدم

به سوی سیف فرغانی نظر کن
که چون او عاشق مسکین ندیدم


سیف فرغانی
دیدگاه ها (۱۴)

ای چو فرهاد دلم عاشق شیرین لبتمستی امشبم از بادهٔ دوشین لبتن...

ای چو فرهاد دلم عاشق شیرین لبتمستی امشبم از بادهٔ دوشین لبتن...

ای چو فرهاد دلم عاشق شیرین لبتمستی امشبم از بادهٔ دوشین لبتن...

ای چو فرهاد دلم عاشق شیرین لبتمستی امشبم از بادهٔ دوشین لبتن...

مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینمز لبهای تو می‌نوشم، ز ...

یار من خسرو خوبان و لبش شیرین استخبرش نیست که فرهاد وی این م...

بوسه آخر نزدم آن دهن نوشین رالب فرهاد نبوسید لب شیرین راصدهز...

این چه دامی است که از سنبل مشکین داریکه به هر حلقهٔ آن صد دل...

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا راتا کی کنیم بی تو صبری که نیست...

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا راتا کی کنیم بی تو صبری که نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط