{فروخته شده}
پارت:۷
یک دختر با ناز و عشوه میاد سمت میز
ات اینا و ات رو از پایِ تهیونگ می ندازه پایین
و می شینه رو پایه تهیونگ تهیونگ موهای دختر
رو نوازش می کرد(چیه نکنه فکر کرده سرش داد می زنه؟⚰)
ات که خیلی ناراحت بود سریع رفت دستشویی و صورتش رو شست و بکم میکاپ کرد و رفت یر میز بچه ها حتی یک بارم به اون دوتا تهیونگ و اون عفریته خانم نکرد رفت پیش دخترا تا باهم حرف بزنن
که تهیونگ متوجه این شد رفت پیش ات
_هی ات خوبی ؟
+آره برو
تهیونگ رفت ولی باور نکرده بود یکم مشروب خورد و فهمید ات چشه دست ات رو کشید و برد
سمت یک میز که عفریته خانم بود
+اییی دردم اومد
تهیونگ یک سیلی محکم به عفریته خانم زد و لب ات رو میک عمیقی زد
رفتن خونه ات رفت اتاقش کارای مربوت رو کرد و رفت تو اتاقش خواست بخوابه که تهیونگ اومد
_ببخشید اونجا حواسم نبود
+اشکال نداره برو بخواب
تهیونگ با خوشحالی رفت تو اتاقش و خوابید
ویو صبح:::::
___
نانای😅🎀
الان به کرم درونم گفتم سیکتیر دخترام مَرَضِ خماری گرفتن و پارت جدید گذاشتم
گوشیم ۵ درصد شارژ داره
⚰
همین دیگه بوس بایی
یک دختر با ناز و عشوه میاد سمت میز
ات اینا و ات رو از پایِ تهیونگ می ندازه پایین
و می شینه رو پایه تهیونگ تهیونگ موهای دختر
رو نوازش می کرد(چیه نکنه فکر کرده سرش داد می زنه؟⚰)
ات که خیلی ناراحت بود سریع رفت دستشویی و صورتش رو شست و بکم میکاپ کرد و رفت یر میز بچه ها حتی یک بارم به اون دوتا تهیونگ و اون عفریته خانم نکرد رفت پیش دخترا تا باهم حرف بزنن
که تهیونگ متوجه این شد رفت پیش ات
_هی ات خوبی ؟
+آره برو
تهیونگ رفت ولی باور نکرده بود یکم مشروب خورد و فهمید ات چشه دست ات رو کشید و برد
سمت یک میز که عفریته خانم بود
+اییی دردم اومد
تهیونگ یک سیلی محکم به عفریته خانم زد و لب ات رو میک عمیقی زد
رفتن خونه ات رفت اتاقش کارای مربوت رو کرد و رفت تو اتاقش خواست بخوابه که تهیونگ اومد
_ببخشید اونجا حواسم نبود
+اشکال نداره برو بخواب
تهیونگ با خوشحالی رفت تو اتاقش و خوابید
ویو صبح:::::
___
نانای😅🎀
الان به کرم درونم گفتم سیکتیر دخترام مَرَضِ خماری گرفتن و پارت جدید گذاشتم
گوشیم ۵ درصد شارژ داره
⚰
همین دیگه بوس بایی
- ۱۶۸
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط