{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گیرم که نفس می کشی و جان به تنت هست

گیرم که نفس می کشی و جان به تنت هست
گیرم که هنوز، یوسفم پیرهنت هست

گیرم که بگیرم بغلم پاره تنت را
گیرم که مداوا کنم اصلاً بدنت را

با نیزه ی رفته به دهانت چه کنم من؟
با لخته ی خون روی لبانت چه کنم من؟

یادم نرود صحنه ی بسمل شدنت را
هنگام بریدن به زمین پا زدنت را

دیدم که سنان نیزه به پهلوت فرو کرد
از پشت کسی پنجه به گیسوت فرو کرد

سنگی به سرت خورد و دگر هیچ ندیدی
خواهر به فدایت چقدر درد کشیدی

من آمدم از تلّ که ببوسم بدنت را
از گرگ بگیرم کفن و پیرهنت را

وقتی که رسیدم سرت از پشت جدا بود
این عاقبت خواهریِ من به شما بود
دیدگاه ها (۱)

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

چندپارتی جونگ کوک

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

چند پارتی جونگ کوک

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط