{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک کلبه ی پاییزی و

یک کلبه ی پاییزی و
یاری ...که تو باشی!! مست از می چشمان
خماری ...که تو باشی!! چون صبح بر آید ز افق
خوردن یک چای.. محشر شود از دست
نگاری...که تو باشی!! #فاطمه_دشتی 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕 🏕
دیدگاه ها (۱)

منهنوز در چَشم های تو هستمدر دور ترین نقطهِ دنیا مانده در حس...

‌قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیستبه خاک پای تو وان هم عظیم س...

─═हई╬ شعروغزل ╬ईह═─🎀 رفت و چشمم را برایش خانه کردم برنگشت ب...

🎶 نه از آشنایان وفا دیده امنه  در باده نوشان صفا دیده امز ن...

پارت ۲ندیمه ی عمارتساعت ۸ و نیم بود که،ماشین و،فرستادماز شب ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط