پدرم سخت دلتنگ توام چقدر روزهایم سخت و نفس گیر میگذرد عاق
پدرم سخت دلتنگ توام چقدر روزهایم سخت و نفس گیر میگذرد عاقبت خواهم مرد از این درد بی پدری گریه نمیگذرد بنوسیم طاقتم طاق شد مرد اگه میشود
برگرد،پدرم
محال است شبی با مادر و خواهرها جمع شویم از تو یادی نکنیم آن صدایت که من میگفتم بابا تو در جواب میگفتی جانم..... هنوز در گوشم غوغا می کند،
پدرم چند شب پیش خوابت را می دیدم بوسه بر آن دستهایت میزدم زمزمه میکردم
بابا جان تو را به خدا نرو آن صورت معصومت را چسباندی بر گوشم گفتید هیس باشد،
پدر
من تو را میخواهم آروزیم مرگ است که تو را بینم باز عاقبت خواهم مرد و تو را خواهم دید.
برگرد،پدرم
محال است شبی با مادر و خواهرها جمع شویم از تو یادی نکنیم آن صدایت که من میگفتم بابا تو در جواب میگفتی جانم..... هنوز در گوشم غوغا می کند،
پدرم چند شب پیش خوابت را می دیدم بوسه بر آن دستهایت میزدم زمزمه میکردم
بابا جان تو را به خدا نرو آن صورت معصومت را چسباندی بر گوشم گفتید هیس باشد،
پدر
من تو را میخواهم آروزیم مرگ است که تو را بینم باز عاقبت خواهم مرد و تو را خواهم دید.
- ۲.۷k
- ۲۲ آذر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط