{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁مادربزرگم آخرِ همه‌ی تلفن‌هایش میگفت:

🍁مادربزرگم آخرِ همه‌ی تلفن‌هایش میگفت:
کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صداتون را بشنوم
ما هم که جوان و جاهل
چه می‌دانستیم صدا با دلِ آدم
چه می‌کند...🍁


🌱پ.ن: 😊🌱


📝 #هانیه #نوستالژی #شخصی
#ه_مثل_هانیه #نوستالژیک #خانواده
#آلفا #خاص #هنرمند
#کتابخانه_آلفا #شصتی_ها #هنرمندان
#قصر_عشق #هفتادیا #موسیقی
#نوشته #هشتادیا #طبیعت
#دلنوشته #آپارات #تنهایی
#هنر #ویژه
#تو_و_دیگر_هیچ #ویسگون #پست
دیدگاه ها (۰)

🍁یخچالمون همیشه خدا پر بود از انواع خوراکی... مهمونیامون به ...

🍁‏جدی صبح از خواب پا میشین اسپرسو میخورین با نوتلا؟!من یه رو...

🍁یه روزهایی میگفتیم کی این درس‌ها تموم میشه کی راحت میشیمولی...

🍁این کلیپ منو برد دهه هشتاداستایل شلوار جین برگردان و کفش لو...

💙تنها قله‌ای که تو زندگیم فتح کردمرختخوابای خونه مادربزرگم ب...

💙یه کِشو پر از خوراکی برای وقت‌هایی که مهمون میاد و نمی‌خوای...

💙‏شما يادتون نمياد يه زمانى رابطه‌ها كه خراب می‌شد پيغام می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط