چادر می پوشد اما
چادر می پوشد اما!!!
چادر میپوشد اما!
سرخی لبانش از دور پیداست ...
چادر میپوشد اما!
سیاهیِ آرایش چشمانش، چشمِ نامحرم را خیره میکند...
چادر میپوشد اما!
بوی عطر دلانگیزش، مشامِ هر نامحرمی را مینوازد ...
چادر میپوشد اما!
رنگهای جیغِ لباسهایش،
تحسینِ مردهای هرزهچشم را بر میانگیزد...و توجیه میکند که!
میخواهم همه بدانند که چادریها هم، زیبا ... شیک ... خوشبو و مرتباند ... و هزار چیزِ دیگر ...!
آی چادرینما!پوشیدنِ چادر آداب دارد ...به هر چادرپوشی، چادری نگوئید، به فرشتهها بر میخورد .
چادر میپوشد اما!
سرخی لبانش از دور پیداست ...
چادر میپوشد اما!
سیاهیِ آرایش چشمانش، چشمِ نامحرم را خیره میکند...
چادر میپوشد اما!
بوی عطر دلانگیزش، مشامِ هر نامحرمی را مینوازد ...
چادر میپوشد اما!
رنگهای جیغِ لباسهایش،
تحسینِ مردهای هرزهچشم را بر میانگیزد...و توجیه میکند که!
میخواهم همه بدانند که چادریها هم، زیبا ... شیک ... خوشبو و مرتباند ... و هزار چیزِ دیگر ...!
آی چادرینما!پوشیدنِ چادر آداب دارد ...به هر چادرپوشی، چادری نگوئید، به فرشتهها بر میخورد .
- ۹۴۹
- ۰۲ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط