شاید دلم گرفته که شب را به هم زدم

شاید دلم گرفته که شب را به هم زدم
در لا به لای موی سپیدم قدم زدم
شاید دلم گرفته برایت که این چنین
ایهام را در پس شعرم قلم زدم
در هرج و مرج وزن غزل گم شدم ولی
حال ردیف قافیه ها را رقم زدم
بعد از هجوم این همه سوژه به ذهن من
تنها برای عطر هوای تو دم زدم
باید تو را کجای غزل جستجو کنم !؟
باید تو را .....دوباره که حرف از عدم زدم
اصلا بببین همیشه در اقصی نقاط شعر
من با خیال خام تو غم بر شبم زدم
شاید برای اینکه بپیچم به گیسویت
خود را به راه چشم تو بسیار کم زدم
دیدگاه ها (۲)

مزد شعرم

حسین دلجویی

و شاید این دوستــت دارم ها پشتِ...

موضوع :وظیفه ما در قبال اتفاقات آخرالزمانی آینده چیست  ❀━━━═...

اهوی من پارت ۱۰۱ ارکان: زیپار بیست ششمین سپاه تاریک عاشقت شد...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۰دلم لرزید قلبم تند تند و پر...

به نام خدا.بازخوانی فتنه 78 - قسمت یازدهم.#وقتی_خاتمی_از_ادب...

جرقه ی آتش part 9

×قسمت دوازدهم×پارت چهارمامور پلیس دور بازومو گرفت و با خودش ...

غذامو تموم کردم ، طبق روال معمول رفتم تو اتاقم بخوابم که یاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط