عطرسگبیاهمیت
#عطر_سگ_بی_اهمیت
پارت ۸
(سونگمین)
کم کم چشم هام بسته شد و توی بغل چان خوابم برد
(صبح)
با صدای دل نشین بچه ها بیدار شدم که داشتن زر میزدن صبحونه چه کوفتی درست کنن
چشم هام رو به هم مالوندم و رفتم پیش بچه ها
+چطورنه؟!!!
×چانگبین گیر داده از بیرون صبحونه بگیریم
=من گفتم؟!!!! بابا خود لینو گفته بود بریم بیرون
>از زبون من هیچی نگو فیلکس بود گفت میخوام براونی درست کنم بعد من کفتم بریم بیرون براونی فیلکس رو بخوریم
~حالا من گفتم براونی چرا گردن من میریزی؟!!!
+همه تون خفه شید ببینم چان کو؟
×دید ما داریم دعوا میکنم عصابش خورد شد رفت پشت بوم
+خوبه دیگه مرد ۵۸ ساله رو دارید حرص میدید
>الان چیکار کنیم؟؟
+هیچی بزارید چان رو بیارم پایین بعد تصمیم میگیریم بخدا ببینم باز دعوا راه بندازید حلالتون نمیکنم
رفتم پشت بود دیدم چان به اسمون خیره شده
رفتم سمتش و اروم دستم رو روی شونش گذاشتم
+چان خوبی؟
روشو به طرف من چرخوند از صورتش معلوم بود که عصبی شدهه بوه از کار بچه ها ولی وقتی منو دید لبخند روی لبش نشست
_بیدار شدی؟ بچه ها زیادی سروصدا کردن قطعا
+اشکال نداره زیاد عصابت رو خورد نکن
_چرا باید عصابم رو خورد کنم
+زیادی ضایه ای برو کلاس بازیگری
_اوم باشه عصابم کمی خورد شد ولی باز مهم نیست
+چان چرا اینو میگی خیلی مهمه
_اگه مهم بود که....
+برای من فقط مهمه اگه برای خودت هم مهم نباشه برای من خیلی شدید مهمه تو هم لیدر هم پدر این تیمی که کلی تلاش کردی که به این اوج برسیم پس ما هم باید برامون مهم و اهمیت داشته باشه حالت
چان از حرفم کمی شوکه شد و چشم ها گرد شد
_سونگمین..
+پس نگو مهم نیست مهم هست
دستشو گرفتم و اوردمش داخل خونه
+خب بیایید بدون چک و چونه تصمیم بگیریم چیکار کنیم
(بعد تصمیم گیری)
+پس چی شد؟
فیلکس:براونی با من
لینو:میز چیدن با من
هان و هیونجین چایی و قهوه با ما
چانگبین: نون تست با من
بنگچان: کارای مونده با من
+همه کاراتون رو میتونید تا ۲ ساعت تموم کنید و بزیم پیک نیک خوب
رفتم به چان کمک کنم .......
.
.
.
شرط: ۱۰ تا لایک
پارت ۸
(سونگمین)
کم کم چشم هام بسته شد و توی بغل چان خوابم برد
(صبح)
با صدای دل نشین بچه ها بیدار شدم که داشتن زر میزدن صبحونه چه کوفتی درست کنن
چشم هام رو به هم مالوندم و رفتم پیش بچه ها
+چطورنه؟!!!
×چانگبین گیر داده از بیرون صبحونه بگیریم
=من گفتم؟!!!! بابا خود لینو گفته بود بریم بیرون
>از زبون من هیچی نگو فیلکس بود گفت میخوام براونی درست کنم بعد من کفتم بریم بیرون براونی فیلکس رو بخوریم
~حالا من گفتم براونی چرا گردن من میریزی؟!!!
+همه تون خفه شید ببینم چان کو؟
×دید ما داریم دعوا میکنم عصابش خورد شد رفت پشت بوم
+خوبه دیگه مرد ۵۸ ساله رو دارید حرص میدید
>الان چیکار کنیم؟؟
+هیچی بزارید چان رو بیارم پایین بعد تصمیم میگیریم بخدا ببینم باز دعوا راه بندازید حلالتون نمیکنم
رفتم پشت بود دیدم چان به اسمون خیره شده
رفتم سمتش و اروم دستم رو روی شونش گذاشتم
+چان خوبی؟
روشو به طرف من چرخوند از صورتش معلوم بود که عصبی شدهه بوه از کار بچه ها ولی وقتی منو دید لبخند روی لبش نشست
_بیدار شدی؟ بچه ها زیادی سروصدا کردن قطعا
+اشکال نداره زیاد عصابت رو خورد نکن
_چرا باید عصابم رو خورد کنم
+زیادی ضایه ای برو کلاس بازیگری
_اوم باشه عصابم کمی خورد شد ولی باز مهم نیست
+چان چرا اینو میگی خیلی مهمه
_اگه مهم بود که....
+برای من فقط مهمه اگه برای خودت هم مهم نباشه برای من خیلی شدید مهمه تو هم لیدر هم پدر این تیمی که کلی تلاش کردی که به این اوج برسیم پس ما هم باید برامون مهم و اهمیت داشته باشه حالت
چان از حرفم کمی شوکه شد و چشم ها گرد شد
_سونگمین..
+پس نگو مهم نیست مهم هست
دستشو گرفتم و اوردمش داخل خونه
+خب بیایید بدون چک و چونه تصمیم بگیریم چیکار کنیم
(بعد تصمیم گیری)
+پس چی شد؟
فیلکس:براونی با من
لینو:میز چیدن با من
هان و هیونجین چایی و قهوه با ما
چانگبین: نون تست با من
بنگچان: کارای مونده با من
+همه کاراتون رو میتونید تا ۲ ساعت تموم کنید و بزیم پیک نیک خوب
رفتم به چان کمک کنم .......
.
.
.
شرط: ۱۰ تا لایک
- ۱۷۰
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط