بامنی اما نگاهت را به دزدان می دهی
بامنی اما نگاهت را به دزدان می دهی
زلف زیبایت به بیگانه چه ارزان می دهی
باهمه گرمی ، سخن از باغ گل وا می کنی
پیش من درسی ز احکام و ز قران می دهی
با همان لبخند ریزت شاعران را پیشکش
یوسف هم را گر ببینی ترک ایمان می دهی
هرچه دارم را فدایت میکنم تک بوسه ای
روی چشمانت زنم لعنت به شیطان می دهی
گر لبت را غنچه سازی و بر این لب وا کنی
ملک ری سهل است املاک سلیمان می دهی
از برای وصف تو ذهن و زبانها عاجزند
این تویی باغمزه ای اشعار به اذهان می دهی...
زلف زیبایت به بیگانه چه ارزان می دهی
باهمه گرمی ، سخن از باغ گل وا می کنی
پیش من درسی ز احکام و ز قران می دهی
با همان لبخند ریزت شاعران را پیشکش
یوسف هم را گر ببینی ترک ایمان می دهی
هرچه دارم را فدایت میکنم تک بوسه ای
روی چشمانت زنم لعنت به شیطان می دهی
گر لبت را غنچه سازی و بر این لب وا کنی
ملک ری سهل است املاک سلیمان می دهی
از برای وصف تو ذهن و زبانها عاجزند
این تویی باغمزه ای اشعار به اذهان می دهی...
- ۱.۵k
- ۱۴ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط