{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمثال دو زلف و رخ ان یار کشیدم

تمثال دو زلف و رخ ان یار کشیدم

یک روز و دو شب زحمت این کار کشیدم

اول شدم آشفته ز بوی سر زلفش

آخر به پریشانی بسیار کشیدم

در تیرگی زلف کشیدم رخَش از مِهر

گفتی که مَهی را به شب تار کشیدم

اندیشه نمودم که کشم ابروی آن شوخ

اندیشه چو کج بود کمان وار کشیدم

سِحر ِ قلمم بین که کشیدم چو دو چشمش

گفتی به فسون نقش ِ دو سَحّار کشیدم

آشوب قیامت همه شد در نظرم راست

چون قامت آن دلبر عیار کشیدم

فرصت ، چو کشیدم به برش جامۀ رنگین

گلناریَش از خون دل ِ زار کشیدم

فرصت شیرازی
دیدگاه ها (۱)

خدا بخیر کند چشم های جادو را شکار ببر مگر می بَرند آهو را ...

دستانِ طو و چشمانِ طو تَخفیف ِ عُمر ِ مَن اَست...، دُچارَت ک...

تنها کسی که لایـــــــق عشـــــــق است؛ کسی است که معنی حرف ...

فال امروز چهارشنبه 25 فروردین 94 چهارشنبه 15 آوریل 2015فال ح...

فال امروز شما پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393فال امروز شما پنجشنبه 2...

فال امروز یکشنبه 30 شهریور 93 یکشنبه 21 سپتامبر 2014فال حافظ...

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

شعر زیبای خزان (فریدون مشیری)در گلستانی ، هنگام خزان رهگذر ...

شب وصل است و تبِ دلبری جانان است --- ساغر وصل لبالب به لب مس...

•—»ღ.· Delnevesht `ღ«—•, [۲۰.۰۸.۱۶ ۰۹:۲۳]فال روز متولدین فرو...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط