خانعلی زاده خودش عضو تیم مذاکره کننده بوده همه چیز را از
خانعلی زاده خودش عضو تیم مذاکره کننده بوده همه چیز را از نخست تا به الان گفته 👇👇
🔻 صفر تا صد داستان آتشبس، مذاکره و توافق/ تیم مذاکرهکننده چگونه تلاشهای خیرخواهانه رهبر انقلاب برای یک تفاهم عزتمندانه را نادیده گرفت؟
خانعلیزاده؛ استاد دانشگاه:
🔹از همان ساعات ابتدایی پس از شهادت رهبر انقلاب، آمریکا درخواست آتشبس میکند که قاعدتا پذیرفته نمیشود.
🔹پس از انتخاب رهبر جدید انقلاب، یک طرح ۵ مادهای برای گفتوگو با آمریکا تهیه میشود و برای رهبری ارسال میشود که ایشان آن را رد میکنند. رفت و برگشتهای متعددی میشود که در نهایت آن ده بند نوشته میشود. همان ده بند بیانیه اول شورای عالی امنیت ملی بود.
🔹البته بر روی همان ده بند هم رهبر انقلاب ۸ بند دیگر پاراف میکنند که اینها هن باید رعایت شود مثلا میفرمایند که اصلا مذاکره هستهای نباید انجام شود.
🔹طرف آمریکایی نیاز به آتشبس داشت به همین دلیل ابتدا اعلام کرد مبنا همین ده بند است. آتشبس اعلام شد و وقتی تیم به اسلامآباد رفت، طرف آمریکایی گفت براساس آن ده بند مذاکره نخواهد کرد.
🔹همانجا درباره مسئلهی هستهای، برخلاف پیام مکتوب رهبری گپوگفتهایی زده میشود. بر همین اساس ارزیابی تیم آمریکایی از طرف ایرانی این میشود که ایرانیها نمیخواهند جنگ را ادامه بدهند و اگر ما سفت بگیریم میتوانیم از آنها امتیاز بگیریم.
🔹پس از اسلامآباد گزارشهایی از طرف تیم مذاکرهکننده به رهبری ارسال میشود که یکی از این گزارشها از طرف یکی از اعضای اصلی تیم مذاکرهکننده است.
🔹رهبر انقلاب یک واکنش مخالفتآمیز و منفی نسبت به مذاکرات اسلامآباد مطرح میکنند. اعتراض میکنند و میفرمایند شما خلاف شرع انجام دادید، از جمله اینکه درباره هستهای مذاکره کردید و یا ده شرط را تحمیل نکردید.
🔹در پاسخ به اعتراض رهبری به مذاکره اسلامآباد، تعدادی از اعضای شعام یک نامهای مینویسند به رهبری و مفادش نکاتی دارد. در بخشی از آن نامه میگویند نمیشود بدون هستهای مذاکره کرد. درباره ادامه جنگ و هدف قرار گرفتن زیرساختها نیز نکاتی بیان میکنند.
🔹رهبر انقلاب در پاسخ به این نامه تاکید میکنند این مذاکرات نه به خیر دنیای شماست و نه به خیر آخرت شما و این مذاکرات جلوی زدن زیرساختهای شما را نمیگیرد.
🔹پس از آن تیم مذاکرهکننده دوباره فرآیند تبادل پیام را از سر میگیرد و ده بند به کلی کنار گذاشته میشود و طرح ۱۴ بندی به ابتکار وزارت خارجه پیگیری میشود که خروجی آن به تفاهمنامه اسلامآباد منجر میشود.
🔹شعام مصوب میکند و پس از ارسال به رهبری حدود ۲ هفته این طرح بیپاسخ میماند و مسئولان شعام جلسه میگیرند که این سکوت را حمل بر رضایت اعلام کنند و تفاهم را امضا کنند. در همین جلسه نامهای از سوی رهبری میآید که تعدادی سوال مطرح شده بود و از تک تک اعضای شعام میخواهند به آن پاسخ بدهند.
🔹یک به یک اعضا به این سوالات پاسخ میدهند و مسئولان تعهد میدهند که منظور و برداشت از این مفاد چیست. مثلا یکی از تفاسیر این است که درباره بحث عدم مداخه، برخی از رسانههای معاند باید تعطیل شوند.
🔹بعد از این تعهد مکتوب، ایشان مجوز تفاهم را صادر میکنند. کل فرایندی که منجر به این نامه «من نظر دیگری داشتم» این است.
🔹ایشون اساسا با فرایند مذاکره مخالفت داشتند مگر بر مبنای آن ده بند. وقتی آن مسیر تغییر کرد، ایشان اصلا به مذاکره اعتقاد نداشتند. نه اینکه صرفا با این تفاهم مخالف باشند، بلکه با فرایند پسا اسلامآباد مشکل داشتند و اعلام هم کرده بودند که با فشار و پیگری و تاکید شعام پیش میرود.
🔻 صفر تا صد داستان آتشبس، مذاکره و توافق/ تیم مذاکرهکننده چگونه تلاشهای خیرخواهانه رهبر انقلاب برای یک تفاهم عزتمندانه را نادیده گرفت؟
خانعلیزاده؛ استاد دانشگاه:
🔹از همان ساعات ابتدایی پس از شهادت رهبر انقلاب، آمریکا درخواست آتشبس میکند که قاعدتا پذیرفته نمیشود.
🔹پس از انتخاب رهبر جدید انقلاب، یک طرح ۵ مادهای برای گفتوگو با آمریکا تهیه میشود و برای رهبری ارسال میشود که ایشان آن را رد میکنند. رفت و برگشتهای متعددی میشود که در نهایت آن ده بند نوشته میشود. همان ده بند بیانیه اول شورای عالی امنیت ملی بود.
🔹البته بر روی همان ده بند هم رهبر انقلاب ۸ بند دیگر پاراف میکنند که اینها هن باید رعایت شود مثلا میفرمایند که اصلا مذاکره هستهای نباید انجام شود.
🔹طرف آمریکایی نیاز به آتشبس داشت به همین دلیل ابتدا اعلام کرد مبنا همین ده بند است. آتشبس اعلام شد و وقتی تیم به اسلامآباد رفت، طرف آمریکایی گفت براساس آن ده بند مذاکره نخواهد کرد.
🔹همانجا درباره مسئلهی هستهای، برخلاف پیام مکتوب رهبری گپوگفتهایی زده میشود. بر همین اساس ارزیابی تیم آمریکایی از طرف ایرانی این میشود که ایرانیها نمیخواهند جنگ را ادامه بدهند و اگر ما سفت بگیریم میتوانیم از آنها امتیاز بگیریم.
🔹پس از اسلامآباد گزارشهایی از طرف تیم مذاکرهکننده به رهبری ارسال میشود که یکی از این گزارشها از طرف یکی از اعضای اصلی تیم مذاکرهکننده است.
🔹رهبر انقلاب یک واکنش مخالفتآمیز و منفی نسبت به مذاکرات اسلامآباد مطرح میکنند. اعتراض میکنند و میفرمایند شما خلاف شرع انجام دادید، از جمله اینکه درباره هستهای مذاکره کردید و یا ده شرط را تحمیل نکردید.
🔹در پاسخ به اعتراض رهبری به مذاکره اسلامآباد، تعدادی از اعضای شعام یک نامهای مینویسند به رهبری و مفادش نکاتی دارد. در بخشی از آن نامه میگویند نمیشود بدون هستهای مذاکره کرد. درباره ادامه جنگ و هدف قرار گرفتن زیرساختها نیز نکاتی بیان میکنند.
🔹رهبر انقلاب در پاسخ به این نامه تاکید میکنند این مذاکرات نه به خیر دنیای شماست و نه به خیر آخرت شما و این مذاکرات جلوی زدن زیرساختهای شما را نمیگیرد.
🔹پس از آن تیم مذاکرهکننده دوباره فرآیند تبادل پیام را از سر میگیرد و ده بند به کلی کنار گذاشته میشود و طرح ۱۴ بندی به ابتکار وزارت خارجه پیگیری میشود که خروجی آن به تفاهمنامه اسلامآباد منجر میشود.
🔹شعام مصوب میکند و پس از ارسال به رهبری حدود ۲ هفته این طرح بیپاسخ میماند و مسئولان شعام جلسه میگیرند که این سکوت را حمل بر رضایت اعلام کنند و تفاهم را امضا کنند. در همین جلسه نامهای از سوی رهبری میآید که تعدادی سوال مطرح شده بود و از تک تک اعضای شعام میخواهند به آن پاسخ بدهند.
🔹یک به یک اعضا به این سوالات پاسخ میدهند و مسئولان تعهد میدهند که منظور و برداشت از این مفاد چیست. مثلا یکی از تفاسیر این است که درباره بحث عدم مداخه، برخی از رسانههای معاند باید تعطیل شوند.
🔹بعد از این تعهد مکتوب، ایشان مجوز تفاهم را صادر میکنند. کل فرایندی که منجر به این نامه «من نظر دیگری داشتم» این است.
🔹ایشون اساسا با فرایند مذاکره مخالفت داشتند مگر بر مبنای آن ده بند. وقتی آن مسیر تغییر کرد، ایشان اصلا به مذاکره اعتقاد نداشتند. نه اینکه صرفا با این تفاهم مخالف باشند، بلکه با فرایند پسا اسلامآباد مشکل داشتند و اعلام هم کرده بودند که با فشار و پیگری و تاکید شعام پیش میرود.
- ۶۹۳
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط