{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او که می بوسد مرا، باری گران تر می شوم

او که می بوسد مرا، باری گران تر می شوم
گویی از ده سال قبل خود جوان تر می شوم

بی امان می بوسد و خاکستر سرد تنم
گر که می گیرد من از او بی امان تر می شوم

من به هر چیزی به جز این بوسه، در این روزگار
بد گمان بودم، از این پس بد گمان تر می شوم!

دود خواهم شد شبی در آتش آغوش او
بعد از آن از بادها هم بی نشان تر می شوم

بوسه اش اخم مرا وا کرد و بادم را نشاند
بعد از این با دوستانم مهربان تر می شوم
باران
دیدگاه ها (۴)

از آن زمـان ڪہ با دل من همـنشین شدے بر این رڪاب تنگ ...

میتــــرسم...میترســم کســـی بــویِ تنـــت را بگیـــردنغمـــ...

آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگ...

یکی بود ....یکی نبود ... اونکه بود [تــو] بودی ... ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط