{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عاشق_خونش_یا_بدنش

#عاشق_خونش_یا_بدنش
پارت ¹⁸
فیلکس با تمام قدرت خودش رو عقب کشید
+ولم کن!
جونگین اخم کرد و فشار دستش رو بیشتر کرد
÷مجبورم نکن بهت آسیب بزنم
فیلکس دوباره تقلا کرد اما زورش به جونگین نمی‌رسید
همون لحظه،هیونجین خودش رو بین اون دوتا انداخت
با یه حرکت، دست جونگین رو از روی بازوی فیلکس کنار زد
_ولش کن.
جونگین با ناباوری به هیونجین نگاه کرد
÷هیونگ...
_گفتم ولش کن
لینو که تا اون لحظه ساکت ایستاده بود، آروم کف زد
صدای کف زدنش توی کلبه پیچید
×همین صحنه رو می‌خواستم ببینم
هیونجین با اخم نگاهش کرد
×بالاخره خودت اعتراف کردی
_چی؟
لینو پوزخند زد
×اینکه دیگه نمی‌تونی بکشیش
×چون احساساتت از قانون برات مهم‌تر شده
هیونجین چیزی نگفت،فقط بی‌اختیار جلوی فیلکس ایستاد
انگار می‌خواست حتی با بدن خودش هم ازش محافظت کنه
لینو خندید
×خیلی خب...پس از این به بعد، دیگه فقط یه شاهد نداریم...
نگاهش بین هیونجین و فیلکس چرخید
×دو تا خائن داریم
کلبه کامل ساکت شد
هیچ کس هیچی نگفت
ولی هیونجین..
هیونجین سرش رو انداخته بود
موهاش روی چشم‌هاش افتاده بود
دست‌هاش از شدت فشاری که به مشت‌هاش وارد می‌کرد می‌لرزید
چند ثانیه بعد... سرش رو بالا آورد
چشم‌هاش کاملاً سرخ شده بودن
رگ‌های سیاه زیر پوست گردنش یکی‌یکی نمایان شدن
فضای کلبه یه‌دفعه سنگین شد، جونگین ناخودآگاه یک قدم عقب رفت
÷...هیونگ؟
فیلکس کمی ترسید
هیونجین انگار دیگه صدای هیچ‌کس رو نمی‌شنید،تمام نگاهش روی لینو قفل شده بود
_دیگه...کافیه
لینو پوزخند زد
×بالاخره نقابت افتاد؟
هیونجین با سرعتی که حتی جونگین هم نتونست دنبالش کنه، جلوی لینو ظاهر شد
یقه‌ی لباسش رو محکم گرفت و با تمام قدرت به دیوار کلبه کوبید
اما هنوز لبخند گوشه‌ی لبش محو نشده بود
هیونجین فشار دستش رو بیشتر کرد
_یه بار دیگه...یه بار دیگه اسمش رو بیاری...یا بخوای بهش دست بزنی...
چنگالش آروم روی گردن لینو کشیده شد، چند قطره خون روی یقه‌ی لباسش چکید،صدای هیونجین دیگه شبیه همیشه نبود،صدای شکستن چوب‌ها توی کلبه پیچید
گرد و خاک از سقف پایین ریخت
اما هنوز لبخند گوشه‌ی لبش محو نشده بود
هیونجین فشار دستش رو بیشتر کرد
صدای هیونجین دیگه شبیه همیشه نبود
بم...خشن... و پر از خشم.
_قسم می‌خورم...این بار حتی خودمم نمی‌تونم جلو خودم رو بگیرم
جونگین با ناباوری به اون دو نفر خیره مونده بود
اون اولین بار بود که هیونجین، قدرتش رو روی یکی از افراد مافیا به کار می‌برد
دیدگاه ها (۰)

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت¹⁷لینو چند لحظه به هیونجین خیره موندب...

🗣: ᴡʜᴀᴛ ᴠɪʙᴇ ᴅᴏ ʏᴏᴜ ʟɪᴋᴇ?Me: ʜᴀɴ ᴊɪꜱᴜɴɢ ᴠɪʙᴇ🐿#Stray_kids #Ha...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ¹⁶لینو با ناباوری به هیونجین خیره شد...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ¹⁴مینهو آروم خندید×نمیدونی...یا نمیخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط