{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریغ از اینکه بدونم دارم اهلیش میکنم برداشتم اهلیش کردم.

دریغ از اینکه بدونم دارم اهلیش میکنم برداشتم اهلیش کردم.
اونم مثل شازده کوچولو گذاشت و رفت، شاید چون اون موقع مثل گل خیلی مغرور بودم...🫠

کتاب: شازده کوچولو..🐢
دیدگاه ها (۰)

اخر این داستان تنها غم بود و اشک

ولی من هنوز جلوی همون در، روی همون صندلی، زیر همون درخت منتظ...

میشه منو ببرین اینجا؟قول میدم بهمون خوش بگذره..!🐢✨

این انیمه رو به کسایی که ندیدنش پیشنهاد میکنم، به کسایی که ن...

🐻: شاید چون خیلی وقت گذشته بود؟🐰: برای من، به جز روز اول…🐿: ...

سلاااااااام برگشتمحاجی چقدر بچه بودم پستامو دارم نگاه میکنم ...

باور کنید نکنید هیچ وقت فکر نمی کردم به اینجا برسه😳 یعنی واق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط