{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم آنقدر شعر بگویم....که اگر فردا مردم

می خواهم آنقدر شعر بگویم....که اگر فردا مردم
نتوانی انکارم کنی....می خواهم
شعرم چون شایعه ای در شهر بپیچدو....زنان هربار چیزی به آن اضافه کنند
امشب تمام نمی شود....امشب باید یکی از ما شعر بگوید
یکی گریه کند...در دلم جایی برای پنهان شدن نیست...من همه ی زاویه ها را فرسوده ام
دیگر وقت آن است...که مرگ بیاید و..شاخ هایش را در دلم فرو کند
دیدگاه ها (۱)

هوس کردم کنارم باشی امشب.. هوس کردم که باتو روبه روشم... میخ...

آهنگ شهنام به نام سندی نظر ندهپخش از کانال http://telegram.m...

امشب مهمان دلم باشمن مانده ام و چند غزل لبخندت...و عاشقانه ه...

چند لحظه ای با من بمان ...امشب دلم دیوانه است...حرفی نهان دا...

دارالذکر اولین دیدار

امنیت را اغلب روبه‌روی آزادی می‌نشانند انگار ناچاریم برای دا...

۰۰۰۰۶ | صبر ستون پنهان خانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط