می خواهم آنقدر شعر بگویم....که اگر فردا مردم
می خواهم آنقدر شعر بگویم....که اگر فردا مردم
نتوانی انکارم کنی....می خواهم
شعرم چون شایعه ای در شهر بپیچدو....زنان هربار چیزی به آن اضافه کنند
امشب تمام نمی شود....امشب باید یکی از ما شعر بگوید
یکی گریه کند...در دلم جایی برای پنهان شدن نیست...من همه ی زاویه ها را فرسوده ام
دیگر وقت آن است...که مرگ بیاید و..شاخ هایش را در دلم فرو کند
نتوانی انکارم کنی....می خواهم
شعرم چون شایعه ای در شهر بپیچدو....زنان هربار چیزی به آن اضافه کنند
امشب تمام نمی شود....امشب باید یکی از ما شعر بگوید
یکی گریه کند...در دلم جایی برای پنهان شدن نیست...من همه ی زاویه ها را فرسوده ام
دیگر وقت آن است...که مرگ بیاید و..شاخ هایش را در دلم فرو کند
- ۲.۰k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط