{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا محو تماشاے منے

گفته بودی که چرا محو تماشاے منے
انچنان مات که یک دم مژه برهم نزنے
مژه برهم نزنم تاکه زدستم نرود
نازچشم تو به قدر مژه برهم زدنے




#ـــــ〇ـــــ#
دیدگاه ها (۱)

پارت ۵۷ مرد چند قدم از تاریکی بیرون آمد.نور ضعیف چراغ خیابان...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

فیک : بین راندها

چندپارتی یونگی

فیک : بین راندها

P : 25

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط