{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

پارت جوجه تیغی من

پارت۳ جوجه تیغی من
بعد دیگه عصر شده بود کاترین گیتارشو آورده بود
که دنکی پرسید:کاترین گیتار میزنی؟؟؟
کاترین:اره😁
جیرو:میشه یکم برامون بزنی؟
کاترین گفت باشه و شروع کرد(اجراش اس دو)
جیرو:خیلی خوبی میزنییییی
کاترین:ممنون
باکوگو هم خوشش اومده بود ولی چیزی نگفت
(فردا صبح)
ایزاوا:خب بچه ها یه دانش آموز جدید داریم بیا تو
اون اومد تو گفت :سلام بچه ها من دَنی هستم
دنی چشمش به کاترین افتاد که داشت طراحی می‌کرد و کاتسوکی هم نگاهش میکرد
(زنگ خورد و بچه ها رفتن غذا بخورند)
باکوگو رفت رو یه میز کنار دنکی و ایجیرو و توام با مینا رفتی
بعد زنگ خورد میخواستی بری کلاس که دنی جلوتو گرفت
دنی:با اون کله تیغی چه نسبتی داری؟
کاترین:اون پسر خالمه
دنی:آها.....
بعد رفت کنار و کاترین رفت سر کلاس(بچه ها اینم بگه باکوگو خیلی رو دختر خالش غیرتیه🤭)
باکو:کجا بودی؟
کاترین همه چیزو براش تعریف کرد
ذهن باکو:اون کله موزی...(موز؟🗿🍌)نباید بزارم به کاترین نزدیک بشه
مقر شیگاراکی»(اینم بگم لیگ اشرار توگا و دابی رو داره)
توگا:پس باید باکوگو و کاترین روبدزدیم؟
شیگاراکی:آره فشرده ساز تو باکوگو رو بگیر و توگا توهم کاترین رو
فشرده ساز و توگا: باشه
شیگاراکی:حمله چند روز دیگست
«یوای»
ویو کاترین
ایزاوا اومد و گفت به خاطر حمله ی لیگ اشرار چند شب باید بریم خونه بعد ظهر شد و باید می‌رفتیم خونه من با کاتسوکی تو راه بودیم و رسیدیم دم خونشون میخواستم برم ولی خاله میتسوکی خیلی اصرار داشت بمونم و منم موندم

چطور بود ؟
امروز بازم پارت میدم
دیدگاه ها (۶)

خواستم بگم چون فقط یک یا دو نفر کامنت می‌زارن تا وقتی بقیه ک...

رفت اکسپلور

پارت دو جوجه تیغی من صدای آژیر یوای اومد و شیگاراکی و نومو و...

کاتسوکی اگه استیریمر میشد:

پارت۹جوجه تیغی من«صبح »ویو کاترین کاتسوکی تو اتاق خواب بود ب...

پارت ۱۳ جوجه تیغی من فردا صبح رفتید یو آی و ایزاوا درس داد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط