او گفت : خیلی می ترسم..و من گفتم : چرا؟ و او گفت : چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول. خوشحالی این شکلی وحشتناک است. ازش پرسیدم : چرا؟ و او گفت : وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد ، می گذارد این طور خوشحال باشی.