او گفت خیلی می ترسم

او گفت : خیلی می ترسم..
و من گفتم : چرا؟
و او گفت : چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول.
خوشحالی این شکلی وحشتناک است.
ازش پرسیدم : چرا؟
و او گفت : وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد ، می گذارد این طور خوشحال باشی.
دیدگاه ها (۳)

آقای مجری: چرا موهات سیخ سخیه؟!!فامیل دور: یکی از موهام سفید...

وجود پدر ۴۰ برابر امن تر از خانه‌ایست که درش۴۰ تا قفل دارد.و...

حتی زنان موفق هم لاک میزنن،آرایش میکنن و شخصیت کاملا زنانه د...

دختری که پسرا براش به اندازه یه ماشین ارزش داشته باشن خودشم ...

دانلود اهنگ جدید نیما ریاض به نام مبارکه

پرسیدم: «چند تا منو دوست نداری؟»روی یک تکه از نیمرو، نمک پاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط