{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن پیرم که شیران را به بازی برنمگیرم.

من آن پیرم که شیران را به بازی برنمگیرم.

تو آهو وش چنان شوخی که بازی میکنی با من.

#شهریار
دیدگاه ها (۲)

هر شبی گویم که فردا ترک این سودا کنم.باز چون فردا شود امروز ...

آمدی با تاب گیسو ،تا که بی تابم کنی...زلف را یکسو زدی،تا غرق...

مجلسی نیست که بنشینی و غوغا نشود. محفلی نیست که برخیزی و م...

بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی من.غم مرا همنفس است ای تو هم...

یه روزی با کسی آشنا میشی که این جمله رو با تمام وجود درک میک...

هر چقدر داره بیشتر میگذره بیشتر ریشه میکنی تو وجودم آقای محت...

ولادت_امام_هادی_ع_مبارک_باد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط