{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش لباس تن ملاک هیچ چیز نبود

کاش لباس تن مِلاک هیچ چیز نبود!
کاش می شد سر چرخ خیاطی می نشستی از باطنت،
چه خوب و چه بد
لباسی می دوختی و به تن می کردی...!
آن وقت بود که شاید
پیرمرد نمکی با صدای خسته صبحگاهیش که هر صبح نان های دور ریز و خشک شده ات را در ازای مبلغی ناچیز می خرید،
لباس حریری به تن می کرد
و تو
با تمام ادعایت؛
" ژنده پوشی بیش نبودی..."
دیدگاه ها (۱)

کَسی نیست! بیآ زِندِگی رآ بِدُزدیم!

دُنیــــــــاشـ پُر اِحساسهِاَمــــــــــا واسِه مَن جا نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط