اوسیمو دادم هوش مصنوعی درست کرده.
اوسیمو دادم هوش مصنوعی درست کرده.
بچه ها من هاشیرا نیستمااااا🙂😊🌹✨😂
اسم:سیجی سان
اسم دوم:هیزی
فامیلی:شیروزو
دوستان:همهی هاشیرا ها و شیطان کش ها و آکاری . کیوکی . یوهوا . آیری . هوشینا . روکیو
تنفس:آتش سه رنگ
رنگ های اصلی:بنفش . صورتی . ابی
رتبه:نمیدونم ولی با تانجیرو یکی هست
شیپ: مویچیرو
مکان نشان:روی گردن
گذشته:در گذشته ی سیجی مردم به اکیپی سه نفری که سیجی توش بود می گفتم کارآگاهان سه رنگ چون خود سیجی بنفش و دونفر دیگر آبی و صورتی
آنها هر مشکلی در روستا را درست میکردن
اما یه شب یکی از مردم به روستای متروکه نزدیک های روستا میرود ولی دیگر بر نمیگردد
و کارآگاهان سه رنگ کنج کاو بودن
و به مردم گفتن ( مردم ما همان تور که بقیه مشکلات رو درست کردیم این هم درست میکنیم😊)
همه گفتن نه چون میدونستم آنها فقط بچه هستن
پس نمیشه
کارآگاهان سه رنگ خیلی ناراحت شدن
و برای ثابت ت کردن خودشون به مردم شب رفتن به روستا
آنجا خالی بود
اما کلی خون روی زمین بود
که ناگهان!!!
شیطانی که بعدن من را میکشد
به ما حمله میکند
مویچیرو کمی دیر میرسد و وقتی رسید فقط من زنده بودم مویچیرو من را نجات میدهد
شیطان روی گردم من زخمی به جا میزارد
کم کم داشت صبح میشد و شیطان فرار کرد و گفت( میبینمت میبینمت که داری رنج میبری و من با دست های خودم خواهم کشتت هاهاهاااااا)
بچه ها من هاشیرا نیستمااااا🙂😊🌹✨😂
اسم:سیجی سان
اسم دوم:هیزی
فامیلی:شیروزو
دوستان:همهی هاشیرا ها و شیطان کش ها و آکاری . کیوکی . یوهوا . آیری . هوشینا . روکیو
تنفس:آتش سه رنگ
رنگ های اصلی:بنفش . صورتی . ابی
رتبه:نمیدونم ولی با تانجیرو یکی هست
شیپ: مویچیرو
مکان نشان:روی گردن
گذشته:در گذشته ی سیجی مردم به اکیپی سه نفری که سیجی توش بود می گفتم کارآگاهان سه رنگ چون خود سیجی بنفش و دونفر دیگر آبی و صورتی
آنها هر مشکلی در روستا را درست میکردن
اما یه شب یکی از مردم به روستای متروکه نزدیک های روستا میرود ولی دیگر بر نمیگردد
و کارآگاهان سه رنگ کنج کاو بودن
و به مردم گفتن ( مردم ما همان تور که بقیه مشکلات رو درست کردیم این هم درست میکنیم😊)
همه گفتن نه چون میدونستم آنها فقط بچه هستن
پس نمیشه
کارآگاهان سه رنگ خیلی ناراحت شدن
و برای ثابت ت کردن خودشون به مردم شب رفتن به روستا
آنجا خالی بود
اما کلی خون روی زمین بود
که ناگهان!!!
شیطانی که بعدن من را میکشد
به ما حمله میکند
مویچیرو کمی دیر میرسد و وقتی رسید فقط من زنده بودم مویچیرو من را نجات میدهد
شیطان روی گردم من زخمی به جا میزارد
کم کم داشت صبح میشد و شیطان فرار کرد و گفت( میبینمت میبینمت که داری رنج میبری و من با دست های خودم خواهم کشتت هاهاهاااااا)
- ۴۱۹
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط