{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم مستت گر ببیند چهره ی زرد مرا

چشم مستت گر ببیند چهره ی زرد مرا
لعل شیرینت نماید چاره ی درد مرا
پیکر خود خاک راهت ساختم،آخر چرا
می تکانی دایم از دامان خود گرد مرا
من ز جنس درد و غم، بار تجارت بسته ام
جز زیان سودی نباشد برد و آورد مرا
دیدگاه ها (۲)

خدا کند یه اتفاق خوب بیافتد وسط زندگیمانآری همینجاوسط بی حوص...

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم خنده ی معجزه آسا بکند می می...

و امــا تــو ای مـــادر ! ای مـــادر هــــوا همان چیزی ست ک...

برای دوست داشتنت، می توانم هزار دلیل بیاورم. دست هایت، چشم ه...

چشم مستت گر ببیند چهره ی زرد مرا**لعل شیرینت نماید چاره ی در...

*چشم مستت گر ببیند چهره ی زرد مرا**لعل شیرینت نماید چاره ی د...

چه شود به چهره ی زرد من، نظری ز بهر خدا کنیچه شود به چهره ی ...

ای سفر کرده دلم بی تو بفرسود بیاغمت از خاک درت بیشترم سود بی...

تا صورت زیبای تو از پرده عیان شدیک باره پری از نظر خلق نهان ...

#خدایا#ای_دوای_درون_خسته‌دلان #مرهم_سینه_ی_شکسته_دلان#مرهمی_...

خواجه مگو که من منم،من نه منم نه من منمگر تو تویی و من منم،م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط