{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان ایا من رو دوست داری

رمان ایا من رو دوست داری
پارت ۲
دوروک : دو نفر جلوی در وایسادن
ایبیکه : نکنه دزد باشه
برک : چرا باید دزد بیاد اینجا
دوروک : باز میکنم
در رو باز کرد
لیدیا : سلامممممممممم
دوروک : خوش اومدین بیاین تو
لیدیا : ممنون
دوروک : سلام اقا یامان
یامان : سلام پسرم ولی بهم اقا یامان نگو
دوروک : پس چی بگم ؟ بگم بابا یامان
یامان : نهههههههههه بگو عمو یامان
چند ساعت بعد
سوسن : عمر وقتشه بریم
عمر : باشه
سوسن و عمر بلند شدن
اسیه : چرا بلند شدین
سوسن : وقتشه بریم
اسیه : کجا
عمر : من و سوسن میخوایم یک هفته بریم المان
هاریکا : سفرتون بی خطر باشه
سوسن : ممنون

یک هفته بعد

برک : عمر و سوسن اومدن
نباهت : سلام
سوسن : سلام
دوروک : بیاین بریم خونه ما
اوگولجان : بریم

خونه اسدور

عمر : ما میخوایم یه خبری بهتون بگیم
ملیسا : چه خبری
سوسن :..........................
دیدگاه ها (۴)

part:7

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

Heir of Light and Darknesspart : 1همراه دوستش جیمین کلی خرید...

part : 48chapter : 2^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟+ نه ندارم^^...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط