{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ک

.
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾک ﻧﻔﺮ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ... ﺣﺘﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ
ﻏﻢ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺵ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ...
ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ...
ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ...
ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ...
ﻋﻄﺮ ﺗﻨﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ...
ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ

چشم انتظار آمدنش خواهم ماند...
.
👤 محمد_شیر_محمدی
.
دیدگاه ها (۵)

خدایا گرچه بخت دستانم سیاه بود ولی هزاران آرزوی رنگی در سینه...

آن طبیبی که مرا دید، درِ گوشم گفتدردِ تو دوریِ یار است به آن...

.عاشقم؛اهلِ همین کوچه ی بن بستِ کناریکه تو از پنجره اش ، پای...

یک زن خیلی کارها را انجام نمیدهد،خیلی چیزها را به رویت نمی آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط