{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاسبانی دزدی را در خیابان شلاق میزد...

پاسبانی دزدی را در خیابان شلاق میزد...
از بزرگی پرسیدند این چه حکایتی است؟
پاسخ داد: چیزی نیست؛
دزد روز دارد دزد شب را محاکمه میکند...
دیدگاه ها (۱)

برای ما که کسی شعر نخواهد گفت....خوشا به حال توئی ‌که مخاطب ...

زندگی اینست؛ خوبی کن ولی خوبی نخواه...من به داد او رسیدم، او...

موجودی که مِیل هااو را به حرکت درآورندحیوان است...خدایا..آیا...

ابرها رفتند و من مشغول بارانم هنوز...علت دل کندن او را نمیدا...

♨️ پزشکیان: قدردان مردمی هستم که ۱۶۰ روز، شب و روز در خیابا...

بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویی ، از او پرسی...

بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویی ، از او پرسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط