{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای چشم خمارت چه نقشه ها دارم

برای چشم خمارت چه نقشه ها دارم
از اعتکاف نگاهت دچار آزارم
دوباره شوق پریدن به آسمان تنت
دوباره من که به این التهاب ناچارم
هوای دیدن تو سخت خوب و دلچسب است
منم که در هوس ِ انتظار می بارم
به احترام گلی که نشسته در قلبم
تمام عمر، همیشه به پای او خارم
صدای خاطره های نجیب و دلگیرت
مرا کشانده به بن بست چوبه ی دارم
بدون تو چه کنم با لهیب در سینه
بیا که از تب عشقت فجیع بیمارم
شبیه شوقِ پریناز قصه ها هستی
فقط تویی که شدی آرزوی من یارم
دیدگاه ها (۱۳)

با آتیش عشق تو درگیرم وسردم نکن ، که بی تو میمیرم وتو بهت...

اگر تيغ تو می برد مبر نان کسی هرگزکه اين برندگی را خنجر خونخ...

دوست داری از میان جمع پیدایت کنممن که می دانم تو می خواهی تم...

‍ وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط