یک تبسم یک صدا فرمان عشق

یک تبسم یک صدا فرمان عشق
یک ترانه یک نفس جریان عشق

یک غریبه سرزده شد آشنا
می دهد سر بر لب دیوان عشق

یک غروب و یک سرود و یک خروش
بر سر بازار پرباران عشق

یک ستاره یک غزل شعر و ثنا
یک سبد گل چیده در دامان عشق

یک سوار و تک نواز و سروناز
می دهد بهر دلم سامان عشق

یک نشانه یک حیات و زندگی
می شود گمگشته پیدا می شود پایان عشق

یک سرغاز یک تولد یک فروغ
چون طبیبان میکند درمان عشق
دیدگاه ها (۴۴)

.تقدیم ب شما

اگر بی من خوشی یارا به صد دامم چه می بندیوگر ما را همی خواهی...

این شفق است یا فلق؟ مغرب و مشرقم بگومن به کجا رسیده‌ام ؟ جان...

:'(

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط