{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امده ای که راز من بر همگان عیان کنی

امده ای که راز من بر همگان عیان کنی
وان شه بی نشانه را جلوه دهی نشان کنی
دوش خیال مست تو امد و جام بر کفش
گفتم <می نمیخورم >گفت مکن زیان کنی
گفتم ترسم ارم خورم شرم بپرد از سرم
دست بر م به جعد تو باز زمن کران کنی
دیدگاه ها (۱)

السلام العلیکم مهدی ومهتدی توئی رحمت ایزدی توئی روی زمین گرف...

سر خم می سلامتلطف نمای ساقیادست بگیر مست راجانب بزم خویش کشش...

سلام. روز تعطیلی خوش بگذره

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

معامله سیاه ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط