امده ای که راز من بر همگان عیان کنی
امده ای که راز من بر همگان عیان کنی
وان شه بی نشانه را جلوه دهی نشان کنی
دوش خیال مست تو امد و جام بر کفش
گفتم <می نمیخورم >گفت مکن زیان کنی
گفتم ترسم ارم خورم شرم بپرد از سرم
دست بر م به جعد تو باز زمن کران کنی
وان شه بی نشانه را جلوه دهی نشان کنی
دوش خیال مست تو امد و جام بر کفش
گفتم <می نمیخورم >گفت مکن زیان کنی
گفتم ترسم ارم خورم شرم بپرد از سرم
دست بر م به جعد تو باز زمن کران کنی
- ۷۹
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط