{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی مرگ می دهم

بوی مرگ می دهم
این روزها شعرهایم را دم نکشیده می نویسم
تمامش تفاله شده
به تمام آرزوهای رنگیم
می خندم و رد می شوم
از روزهایی که خاطره هایش تکلیفشان را نمی دانند
دوست دارم با دستان کسی خاک شوم
که تمام توان دستانم بود
وقتی چشم هایم رگبارهای پاییزی می زند
آستین کدام پیراهن مرحمی خواهد شد
دلم به قدر تمام گرفته های عالم گرفته
دیدگاه ها (۳)

خدایا صدای شکستنم گوش هفت آسمان راکرکرد....توهم شنیدی؟؟؟؟؟؟

برای بعضـــی دردهـا نــه میتوان گریــــــه کَــرد نـه میتوان...

خــــــــــدایـــــــاایــن ســَــرنــوشــتــی کـه بـرایـ...

تمام شعر منیک جاییدر خودم گم شدیک جایی بی صدا رفتم و هیچ کاس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط