{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

من بی‌سپرم پیش دو چشم تو، روا نیست،

من بی‌سپرم پیش دو چشم تو، روا نیست،
اَبروی کمان‌دار به میدان بفرستی.
دیدگاه ها (۰)

چشم مات من و آن شرم نگاهت انگار ،سخن از آمدن ماه به ایوان دا...

انگار که روز من به تاریکی شب تو می‌ماند.

دود می‌خیزد ز خلوت‌گاه منکس خبر کی یابد از ویرانه‌ام؟با درون...

تو اگرچه به دلمنیم نگاهی نکنی ،من به چشمانغزل‌خیزت ارادت دار...

ز آن سوزد آری ز هر سو وطن منشاهزاده ای در میدان این استگفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط