پرده هارو میکشم باز آفتاب بزنه توی اتاقم

پرده هارو میکشم باز آفتاب بزنه توی اتاقم

پنجره رو وا می کنم تا عطر تو باز بیاد سراغم

بهترینامو می پوشم با یه هدفون توی گوشم

راه می افتم توی خیابون شاید با تو رو به رو شم

امروز یه روز دیگست مثل عید، وسط پاییز

امروز یه روز دیگست میبینی خوب همه چیز

چه هوایی شده امروز ، صبح بخیر پیاده رو ها

این هوا جون میده پیاده بری بیخیال دنیا

وا میستم رو پل هوایی، نمیدونم که تو کجایی

همه شهر زیر پاهامه ، یادت این بالا باهامه

امروز یه روز دیگست مثل عید، وسط پاییز

امروز یه روز دیگست میبینی خوب همه چیز

یه حس خوبی بهم میگه تو هم بیرونی

بیا پس پیشم ، من همون جام که خودت میدونی
دیدگاه ها (۱)

هیچکس نمیدونه این دل دیوونهوقتی میگیره از تو میخونهمن فقط می...

اسم پسر از ب کام بذارین مرسی

واسه عکس رمان میخوام خوشگله؟؟ کام پلیز

تولدم مبارک

رها☃️ یه روز می فهمی که اصلا زیر ذره بین نبودی و همش توی ذهن...

خشم پارت +18گرفتم همش ذهنم پیش لبای ات بود که...... تصمیم گر...

پارت ۴۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط