{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا ای ران است

ღ.ღ اینجا ایـ ـ ـران است ღ.ღ

دیار چـ ـوپانان درغـ ـگو و گرگهای میـ ـش نما ...

واقعـــــا چه باید کرد ؟؟!!

 

با اینکه برخی مسئـ ـولین سعی می کنن سرشون رو توی برف کنن تا واقعیات رو نبینن ولی خوب که دقت کنی می بینی کل مملکت یه جورایی درگیر این داسته!!!


...

پسری 13-14 ساله رو در نظر بگیرین. 
پدر و مادرش براش یه گوشی گرفتن که «در دسترس» باشه! 
برای خونشون ماهواره خریدن تا از دنیا «باخبر» باشه! 
بچشون هر جا و با هر کی می ره کاری باهاش ندارن، تا «اجتماعی» بار بیاد! 
هر لباسی بپوشه و هر آرایشی بکنه آزادش می زارن چون می خوان «حق انتخاب» داشته باشه! 
برای یه اتاق خصوصی درست می کنن و یه کامپیوتر شخصی در اختیارش می ذارن تا «به روز باشه» ...
...

و آخرش به کجا میرسیم؟ 
....

توی مدرسه: 

فقط کافیه برای یک لحظه بلوتوثش رو روشن کنه. یه عکس از یک زن برهنه براش مییاد که روش نوشته: «بفرست تا بفرستم. فقط فیلم و عکس خفن!» از ترس بلوتوثش رو خاموش میکنه... ولی الآن دیگه اون دانش آموز سابق نیست، اون الان یک عکس خفن تو گوشیش داره که قبلا نداشت. اون اصلا نمیتونست تصور کنه که مگه میشه یه خانوم باشخصیت، کاملا برهنه عکس بندازه!



توی خونه: 
ماهواره رو روشن میکنه. شنیده که شبکه «من و تو» یه عالمه برنامه های علمی توپ داره که تو هیچ شبکه دیگه نمونش پیدا نمی شه. درست شنیده! یه برنامه خیلی جالب راز بقا در حال پخشه. واقعاً محشره. در حالی که مجذوب این برنامه شده، یه دفعه برنامه بعدی این شبکه بدون وقفه شروع میشه: «...ترین هنرپیشه های هالیوود!» این برنامه پشت صحنه فیلم های مهیج، خانوادگی و پرطرفدار هالیوود رو به نمایش می ذاره و ... چشماش 4 تا می شه، نمی دونه باید چیکار کنه؟ بلند شه بره؟، تلویزیون رو خاموش کنه؟ و یا ... اما مگه می شه از لذت تماشای این برنامههای خفن بگذره!؟...



توی خیابون: 
شاید اگه بره توی خیابون و وسط مردم و بین دوستاش از این حال و هوا در بیاد. ماهواره رو خاموش می کنه و می زنه تو کوچه... صدای قهقه ی چند تا دختر که دارن توی کوچه با هم می گن و می خندن توجهش رو جلب می کنه. اووف... یعنی اینا چی دارن به هم می گن؟ ... یه نیگا بهشون میندازه... 
- «خدای من تا حالا دقت نکرده بودم، چه شلوارای چسبون و نازکی!چه مانتوهایی... فکر نمی کنم اگه اینا لخت مادرزاد توی خیابون راه می رفتن اینقدر توجه آدما رو به خودشون جلب می کردن.»

یواش یواش نگاه عمیق تر می شه... یه لحظه فکر می کنه چقدر خوبه بتونم باهاشون رابطه داشته باشم و ازدواج... اما خودش از حرف توی دلش خندش می گیره... ازدواج! من تازه 13 سالمه ....



پشت کامپیوتر: 
معلمش یه تکلیف بهشون داده که در موردش تحقیق کنن. وارد اینترنت می شه...


می خواد در مورد نقش خانواده و پدر و مادر در رشد و آینده فرزندان تحقیق کنه. توی باکس گوگل می زنه: «خانواده، پدر، مادر، نقش آن در رشد فرزندان»
چندتا سایت مفید در بالا بهش معرفی می شه،... هیمنطور که پایین تر می یاد، مطالب سایتها بی ربط تر می شه. تا اینکه می رسه به سایتهایی با مضامین ... داستانهای خانوادگی.... یه کلیک و ... دیگه کار تمومه ... آخر شب میشه و تحقیق همچنان در جای خود باقی مانده...
اگه مشتاقید به ادامه این مطلب به لینک زیر برید تا از همه اگاه بشید
http://inja-iran-ast01.blogfa.com/
دیدگاه ها (۱۷)

دیدین در زمان ظهور شخصی به نام دجال میاد که یه چشم وسط پیشون...

گاهی وقتها با خودم فکر می کنم .. اولین بار که اولین مدل لباس...

میدونی ،بعضی روزا دیگهنه خاطــــــــــــــــــــــــره . . ....

نیمـــه گمشـــده گرامـــی اگـــه بیشـــور بـــازی درنمیـــاو...

یه نکته رو دقت کردین ؟!اونجایی که بحث مسائل "" مهمتر "" اید...

ساده بهتون بگم ؟! اینا اصلا دنبال منطق نیستن !!!اصلا تاکتیک ...

فکر کن از طرف داشته خون می رفتهتا سه روز نه آب و نه غذا نداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط