{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود بزرگ که بشوم

قرار بود بزرگ که بشوم
زخم زانوهایم خوب شود
و مشق هایم تمام شوند

دستم به آن انارهای بالای درخت برسد
و کلی قرار دیگر......

که بابت همه شان قول گرفته بودم
آنقدر برای بزرگ شدن عجله کردم
که دلخوشی هایم را
همانجا جا گذاشتم....
دیدگاه ها (۳)

shireeeeeeeeeeeeeeeeeeeiraaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaan

به پایان بهار هم رسیدیم تابستانت به خیر دوست من نداشته هایت ...

چاه نفت شماره یک مسجد سلیمان

وقتی سرما خورده بود و...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴²روی تخت دراز کشیده...

" از یک غریبه به دلیل زندگیم! "part : ⁴³{ jungkook }با حس کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط