{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...
آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!
دیدگاه ها (۲)

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه ها شو سیر کنه… گوشت بدن خ...

فرصت زندگی اندک است..بزرگوارتر از آن باش که برنجیونجیب تر از...

مخلوقات عجیبی هستیم...برای گناه خودمون "وکیل" هستیم و برای گ...

گاهی سکوت که میکنی فکر میکنندجوابی نداشته ای که بدهی!غافل از...

💢 اطلاعیه شماره ۲۲/انهدام چند فروند سوخت‌رسان و جنگنده آمریک...

.#درسهای_بسیار_مفید🔻زنی مبلغ دو ۲ ملیون تومان را گم کرده بود...

پارت دهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط