{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شماره ازمایشگاه

شماره ۷ ازمایشگاه

فصل ۳ پارت ۱۹

ویو ۲ سال بعد

انیا:سلام بکی

بکی:سلام انیا جونم

انیا:باز مدرسه ها شروع شد ای خدا کی تموم میشه

بکی:سال بعد که ۲۰ سالمون میشه تمومه مدرسه

انیا:امیدوارم فقط درسارو نیفتم تا دوباره بیام مدرسه

راه افتادن طرف کلاس و سرجاشون نشستن که

یهو یه گل رز قرمز رو موهای انیا قرار گرفت

انیا:هاا این دیگه چیه؟

وقتی که برگشت ببینه کیه دید که دامیانه

انیا:اوه سلام پسر دوم

دامیان:سلام رز صورتیم!

بکی:سلام میبینم ینفر هرسال داره رمانتیک تر میشه

انیا و دامیان یه نگاه کشنده به بکی:😑😡

بکی بدبخت:😅

بکی:حالا یچی گفتم به دل نگیرید

استاد هندرسون وارد میشه و همه میشینن سرجاشون

هندرسون:سلام به همگی!شروع سال جدیدتون رو تو مدرسه ی ایدن تبریک میگم

رز:و طبق معمول روز اول مدرسه زنگ اول ریاضیاتونو باز کنید

هندرسون(لبخند):انگار دیگه لازم به ذکر نبود ممنون خانم گرنجر کتاباتونو باز کنید!

ویو زنگ تفریح

ماریا:سلام بچه ها کلاستون چطور بود؟

انیا:مثل هرسال

رایان:حوصلم سر رفته(حوصله ی منم سر رفته تنها نیستی)

بکی:بیاید امشب تو خونه ی کلبه ایمون جمع بشیم!

بچه ها:باشه

انیا:ماریا تو میای؟

ماریا:نمیدونم اگه شد اره

ویو شب در کلبه(کلبشون بزرگه و توی جنگل هستن)

رز:بیاین یه بازی ای کنیم

رایان:چه بازی ای؟

بکی:جرعت و حقیقت

امیل:بسم الاه

دامیان:خب یه بطری بیارید

بکی:خوب نگاه کنید یه طرف بطری که قرمزه کسیه که میپرسه و سبزه هم جواب میده

خلاصه بطری رو چرخوندن و به بکی قرمز و رز سبز افتاد

بکی:جرعت یا حقیقت؟

رز:حقیقت

بکی:تا حالا کسی رو بوسیدی؟

رز:🍅🍅

بکی:چیشد؟

رز:ها هیچی...

بکی:خب جواب؟

رز یه نگاه به امیل انداخت و اونور هم امیل سرخ شده بود

دامیان نگاهی بهشون انداخت و گفت:خب پس معلومه اره امیل بوده

رز و امیل غش کردن

اینم از این فعلا تو هپروت بمونید و از خودتون بپرسید ماریا کیه؟ دو سال پیش چه اتفاقی افتاد؟

شرطا
۱۶ لایک
دیدگاه ها (۵)

حق😐🤣🤣🤣🤣

وقتی مامانت کلید نداره و دم در مونده و تو خوابی و داره صدات ...

سلام به همگیببخشید امروز نمیتوم پارت بدم چون از ساعت ۵ تا ال...

انیمه خانواده جاسوس

ستاره دنباله دار پارت:۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط