{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند

یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که “فقر بهتر است یا عطر؟” قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند “فقر”. از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که “فقر خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند.” عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود. فقط یکی از بچه ها نوشته بود “عطر”. انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود “عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آن ها را خاموش کرده است.”
دیدگاه ها (۷)

خدایا سرده این پایین از اون بالا تماشا کن... ...

ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ ! ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :2- هیچ فقری، بر هیچ فرد...

⋆⃢🧁 رازِ کاپ‌کیک آخر🌸 ژانرعاشقانه • مهربانانه • زندگی روزمره...

احمق تر از اینا ندیدم احمق آمریکا دوبار درحین مذاکره حمله کر...

♨️ کرباسچی: اگر دیدار پزشکیان و ترامپ، مشکلات مردم را حل می‌...

کج و کوله های سیاسی غربزده

«ترازویِ سوخته» شکوائیهٔ بهرام محمدی، جانبازِ دفاعِ مقدس، از...

«ترازویِ سوخته» شکوائیهٔ بهرام محمدی، جانبازِ دفاعِ مقدس، از...

«ترازویِ سوخته» شکوائیهٔ بهرام محمدی، جانبازِ دفاعِ مقدس، از...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

when silence became a scream p24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط