عشق فقط یک کلمه نیست، فقط یک اسم نیست، یک فعل است
عشق فقط یک کلمه نیست، فقط یک اسم نیست، یک فعل است
از هیچ تلاشی بخاطر تو فروگذار نمیکنم
عشق فقط یک کلمه نیست، فقط یک اسم نیست، یک فعل است. برای اینکه واقعاً وجود داشته باشد باید عملی شود. نیاز به تلاش دارد. نیاز به پشتکار دارد. در نسل ما عشق ما را یاد آتشبازی میاندازد. تصویری بسیار زیبا و جذاب ولی غیرقابل پیشبینی و بسیار کوتاه در ذهنمان ایجاد میکند. چیزی که فقط خاطرهاش در ذهنهایمان میماند.
نسل قدیمیتر آتش روشن میکردند. آتش آنها با یک شعله بسیار کوچک شروع میشد و کمکم زبانه میکشید و بزرگ و بزرگتر میشد. انسان عاقل تلاشی که برای بزرگ کردن و نگه داشتن آن شعله لازم است را درک میکند.
هر اتفاقی هم که بیفتد، من کنارت هستم
عاشق کسی بودن و به او تعهد داشتن به این معنی نیست که فقط در خوشیها کنار او باشید. این یک کار پارهوقت نیست. یا هستید یا نیستید. این یعنی هم روزهای آفتابی کنارش باشید و هم در روزهای بارانی چتر روی سرش شوید. وقتی بیمار است از او مراقبت کنید، وقتی نیاز دارد کمکش کنید و مشکلات زندگی را با هم و در کنار هم پیش ببرید.
تعهد اصلاً ساده نیست. تعهد یعنی روی تمام گفتههایتان بایستید، حتی اگر مدت زیادی از گفتن آنها گذشته باشد.
میتوانم آیندهام را با تو تصور کنم
وقتی مردی عاشق زنی میشود، زندگیاش دیگر فقط برای خودش نیست. من و تو دیگر تبدیل به ما میشود و وقتی شروع به فکر کردن درمورد آیندهاش میکند، او را کنار خود میبیند. عاشق یک زن شدن یعنی بتوانید زندگیتان را با تمان لذتهایش با او متصور شوید.
نمیدانم واقعاً زندگی بدون تو چطور خواهد بود
ممکن است وقتی یک پیام محبت آمیز از طرف او دریافت میکنید این فکر به سراغتان بیاید یا وقتی دست در دست هم خیابانها را طی میکنید. ممکن است یکدفعه به ذهنتان خطور کند که واقعاً زندگیتان قبل از اینکه این زن وارد آن شود چطور بوده است. البت خیلی خوب است که هرازگاهی نگاهی به گذشته داشته باشیم و از تجربیاتمان درس بگیریم ولی با حضور این فرد در زندگیتان به یکباره تمام توجهتان فقط و فقط معطوف به آیندهتان با او خواهد شد.
گذشتهات هیچ اهمیتی برای من ندارد، فقط میخواهم آیندهات من باشم
بلوغ به ما میآموزد که همه ما گذشتهای داشتهایم که بخشهایی از آن ممکن است بهتر از گذشته دیگران بوده باشد. نکته اینجاست که بااینکه ما همیشه گذشتهمان را به دنبال خود میکشیم، قرار نیست آن گذشته تعریفکننده ما باشد. و وقتی کسی را دوست داریم، مطمئناً گذشته او هم تعریفکننده او نخواهد بود. ما شروع به ساختن دنیای خودمان با این فرد میکنیم. خاطرات خودمان، سنتهای خودمان، زندگی خودمان با همدیگر.
متوجه میشویم که کسی که او بوده است، کسی نیست که الان هست. البته اشکالی ندارد که هر ازگاهی نگاهی به پشت سر بکنیم ولی اگر قرار باشد برای مدتی طولانی روی آن متمرکز شوید، مطمئناً به هم خواهید ریخت.
عشق به هیچ سختی و مشکلی فکر نمیکند، تا بالاتر از توان و قدرت خود تلاش میکند و هیچ بهانهای برای غیرممکنها نمیآورد چون همه چیز را برای خود قانونی و ممکن میداند. — توماس کمپیس
از هیچ تلاشی بخاطر تو فروگذار نمیکنم
عشق فقط یک کلمه نیست، فقط یک اسم نیست، یک فعل است. برای اینکه واقعاً وجود داشته باشد باید عملی شود. نیاز به تلاش دارد. نیاز به پشتکار دارد. در نسل ما عشق ما را یاد آتشبازی میاندازد. تصویری بسیار زیبا و جذاب ولی غیرقابل پیشبینی و بسیار کوتاه در ذهنمان ایجاد میکند. چیزی که فقط خاطرهاش در ذهنهایمان میماند.
نسل قدیمیتر آتش روشن میکردند. آتش آنها با یک شعله بسیار کوچک شروع میشد و کمکم زبانه میکشید و بزرگ و بزرگتر میشد. انسان عاقل تلاشی که برای بزرگ کردن و نگه داشتن آن شعله لازم است را درک میکند.
هر اتفاقی هم که بیفتد، من کنارت هستم
عاشق کسی بودن و به او تعهد داشتن به این معنی نیست که فقط در خوشیها کنار او باشید. این یک کار پارهوقت نیست. یا هستید یا نیستید. این یعنی هم روزهای آفتابی کنارش باشید و هم در روزهای بارانی چتر روی سرش شوید. وقتی بیمار است از او مراقبت کنید، وقتی نیاز دارد کمکش کنید و مشکلات زندگی را با هم و در کنار هم پیش ببرید.
تعهد اصلاً ساده نیست. تعهد یعنی روی تمام گفتههایتان بایستید، حتی اگر مدت زیادی از گفتن آنها گذشته باشد.
میتوانم آیندهام را با تو تصور کنم
وقتی مردی عاشق زنی میشود، زندگیاش دیگر فقط برای خودش نیست. من و تو دیگر تبدیل به ما میشود و وقتی شروع به فکر کردن درمورد آیندهاش میکند، او را کنار خود میبیند. عاشق یک زن شدن یعنی بتوانید زندگیتان را با تمان لذتهایش با او متصور شوید.
نمیدانم واقعاً زندگی بدون تو چطور خواهد بود
ممکن است وقتی یک پیام محبت آمیز از طرف او دریافت میکنید این فکر به سراغتان بیاید یا وقتی دست در دست هم خیابانها را طی میکنید. ممکن است یکدفعه به ذهنتان خطور کند که واقعاً زندگیتان قبل از اینکه این زن وارد آن شود چطور بوده است. البت خیلی خوب است که هرازگاهی نگاهی به گذشته داشته باشیم و از تجربیاتمان درس بگیریم ولی با حضور این فرد در زندگیتان به یکباره تمام توجهتان فقط و فقط معطوف به آیندهتان با او خواهد شد.
گذشتهات هیچ اهمیتی برای من ندارد، فقط میخواهم آیندهات من باشم
بلوغ به ما میآموزد که همه ما گذشتهای داشتهایم که بخشهایی از آن ممکن است بهتر از گذشته دیگران بوده باشد. نکته اینجاست که بااینکه ما همیشه گذشتهمان را به دنبال خود میکشیم، قرار نیست آن گذشته تعریفکننده ما باشد. و وقتی کسی را دوست داریم، مطمئناً گذشته او هم تعریفکننده او نخواهد بود. ما شروع به ساختن دنیای خودمان با این فرد میکنیم. خاطرات خودمان، سنتهای خودمان، زندگی خودمان با همدیگر.
متوجه میشویم که کسی که او بوده است، کسی نیست که الان هست. البته اشکالی ندارد که هر ازگاهی نگاهی به پشت سر بکنیم ولی اگر قرار باشد برای مدتی طولانی روی آن متمرکز شوید، مطمئناً به هم خواهید ریخت.
عشق به هیچ سختی و مشکلی فکر نمیکند، تا بالاتر از توان و قدرت خود تلاش میکند و هیچ بهانهای برای غیرممکنها نمیآورد چون همه چیز را برای خود قانونی و ممکن میداند. — توماس کمپیس
- ۷۵۹
- ۲۵ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط