{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رخ تو دخلی به مه ندارد

رخ تو دخلی به مه ندارد
که مه دو زلف سیه ندارد
به هیچ وجهت قمر نخوانم
که هیچ وجه شبه ندارد
بیا و بنشین به کنج چشمم
که کس در این گوشه‌ ره ندارد
نکو ستاند دل از حریفان
ولی چه حاصل نگه ندارد
حریف کم‌ظرف‌ ز روی‌ معنی
بود سبویی که ته ندارد
حدیث حال تبه چه داند
کسی که حال تبه ندارد
بیا به ملک دل ار توانی
که ملک دل‌، پادشه ندارد
عداوتی‌ نیست‌ قضاوتی‌ نیست
عسس نخواهد، سپه ندارد
یکی‌ بگوید به‌ آن‌ ستمگر
بهار مسکین گنه ندارد
دیدگاه ها (۲)

رخ تو دخلی به مه نداردکه مه دو زلف سیه نداردبه هیچ وجهت قمر ...

آن کس که به دست جام دارد سلطانی جم مدام دارد ...حافظ

فرشاد امیری زندگی کردم حتی ب غلط

زیباترین...

دختر زیبا..

الو ممد

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

حوصله خواندن ندارمحوصله نوشتن هم ندارماین همه دلتنگی دیگر نه...

❤👒... من بے تو...یڪ واژه‌ے سادہ بیش نیستماما ڪنارت، همچون......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط