میشود یک شب مرا مهمان چشمانت کُنی؟
میشود یک شب مرا مهمان چشمانت کُنی؟
دست من را حلقه ای بر دور دستانت کُنی؟
جُرعه ای از آب زَمزم از دهانت می دهی؟
قطره ای شهد عَسل را از لبانت می دهی؟
حال این داری که شهری را چراغانی کنیم؟
یا که حفظ شعری از اشعار خاقانی کنیم؟
دوست داری تا تورا مشهور در دَهرت کُنم؟
یا که ایندوره تورا شورای این شَهرت کُنم؟
می توانی خنده ای همچون مُونآلیزا زَنی؟
یا از او پُوزی اساسی را در این دنیا زَنی؟
می شود عکس مرا در قاب قلبت جا دَهی؟
یا به هر کس جای من آمد به او بَرپا دَهی؟
حاضری تا عقدمان در کهکشان برپا شود؟
یا که رقصی از شکیرا نزدمان اجرا شود؟
مانده ام با این همه آیا پسندم می کنی؟
یا مرا بر روی آتش چون سپندم می کنی!
دست من را حلقه ای بر دور دستانت کُنی؟
جُرعه ای از آب زَمزم از دهانت می دهی؟
قطره ای شهد عَسل را از لبانت می دهی؟
حال این داری که شهری را چراغانی کنیم؟
یا که حفظ شعری از اشعار خاقانی کنیم؟
دوست داری تا تورا مشهور در دَهرت کُنم؟
یا که ایندوره تورا شورای این شَهرت کُنم؟
می توانی خنده ای همچون مُونآلیزا زَنی؟
یا از او پُوزی اساسی را در این دنیا زَنی؟
می شود عکس مرا در قاب قلبت جا دَهی؟
یا به هر کس جای من آمد به او بَرپا دَهی؟
حاضری تا عقدمان در کهکشان برپا شود؟
یا که رقصی از شکیرا نزدمان اجرا شود؟
مانده ام با این همه آیا پسندم می کنی؟
یا مرا بر روی آتش چون سپندم می کنی!
- ۱.۴k
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط