در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم.
کلا سعدی منظورش این بوده که نفسی..اگه تو نباشی بهی ات هم نیست..بیت اولش میگه تو ارزوت هستم..تو فکرتم..با تو هستم تا کپه مرگ بزارم..
بیت بعدش میگه من خاک کف پاتم..
بیت سوم هم درباره قیامت هم ولت نمیکنم..اونور پل صراط منتظرتم،چون به خدا گفتم بدون تو تو بهشت هم نمیرم..من حوری موری نوموخام..من فقط تورو موخام..موخاااااامت خوووو
دردت الهی تو سرم عمرررررم..
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم.
کلا سعدی منظورش این بوده که نفسی..اگه تو نباشی بهی ات هم نیست..بیت اولش میگه تو ارزوت هستم..تو فکرتم..با تو هستم تا کپه مرگ بزارم..
بیت بعدش میگه من خاک کف پاتم..
بیت سوم هم درباره قیامت هم ولت نمیکنم..اونور پل صراط منتظرتم،چون به خدا گفتم بدون تو تو بهشت هم نمیرم..من حوری موری نوموخام..من فقط تورو موخام..موخاااااامت خوووو
دردت الهی تو سرم عمرررررم..
- ۱.۳k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط