Part
Part³⁸
برک: کانکا بلند شو بیا باهم بریم یه شامی بخوریم
دوروک: چی میگی مگه تو الان نباید پیش زنو بچت باشی
من نمیام حوصله ندارم
برک: ایبیکه با آسیه اینا رفتن بگردن پاشو ماهم بریم باهم شام بخوریم...بلند شو دیگه لوس نکن خودتو
میخوام برای ایبیکه یه سوپرایزی آماده کنم
دوروک: چه سوپرایزی؟؟ مناسبتیه؟؟
برک: ایبیکه یه کار خیلی مهم برام انجام داده منم خواستم جبران کنم
خواستم باهم بریم جاشو نگاه کنیم توام نظر بدی
دوروک: اووووو اکی اما به شرط اینکه بعد ولم کنی بزاری تو حال خودم باشم
برک: باش حالا بیا بریم تا بعدش
ببینم تو بعدش میتونی تو حال خوت باشی یا نه آقا دوروک (با خودش میگه)
.
.
.
آسیه: ایبیکه مگه میخوایم بریم پارتی که این لباسو میگی بپوش نه بابا این چیه
ایبیکه: ببین منم رفتم خونه این لباسی که مثل توعه رو برداشتم آوردم
اشکالی نداره که حالا حتماً مگه باید بریم پارتی که این لباسارو بپوشیم ما برای دل خودمون میپوشیم کاری به بقیه نداریم
خواهش می کنم آسیه خواهش میکنم😊😘
آسیه: باش کاریش نمیشه کرد... امشب دیگه مجبوریم به حرفات گوش بدیم
نویسنده: ایبیکه یواشکی عکس لباس آسیه رو برای برک میفرسته میبینه مشکیه و برک به دوروک یه لباس مشکی شیک به دوروک پیشنهاد میده
دوروک: نه داداش مگه میخوای بری پارتی که میگی بیا اینو بپوش
برک: دوروک یبار فقط یه بار به چیزی که میگم گوش کن
دوروک: نه دادا.....
برک: دوروووککک😡
دوروک: باشه داداش عصبی نشو
نویسنده: (همه باهم آماده شدن و شیک و پیک کردنو رفتن اول پسرا رسیدن)
برک: کانکا بلند شو بیا باهم بریم یه شامی بخوریم
دوروک: چی میگی مگه تو الان نباید پیش زنو بچت باشی
من نمیام حوصله ندارم
برک: ایبیکه با آسیه اینا رفتن بگردن پاشو ماهم بریم باهم شام بخوریم...بلند شو دیگه لوس نکن خودتو
میخوام برای ایبیکه یه سوپرایزی آماده کنم
دوروک: چه سوپرایزی؟؟ مناسبتیه؟؟
برک: ایبیکه یه کار خیلی مهم برام انجام داده منم خواستم جبران کنم
خواستم باهم بریم جاشو نگاه کنیم توام نظر بدی
دوروک: اووووو اکی اما به شرط اینکه بعد ولم کنی بزاری تو حال خودم باشم
برک: باش حالا بیا بریم تا بعدش
ببینم تو بعدش میتونی تو حال خوت باشی یا نه آقا دوروک (با خودش میگه)
.
.
.
آسیه: ایبیکه مگه میخوایم بریم پارتی که این لباسو میگی بپوش نه بابا این چیه
ایبیکه: ببین منم رفتم خونه این لباسی که مثل توعه رو برداشتم آوردم
اشکالی نداره که حالا حتماً مگه باید بریم پارتی که این لباسارو بپوشیم ما برای دل خودمون میپوشیم کاری به بقیه نداریم
خواهش می کنم آسیه خواهش میکنم😊😘
آسیه: باش کاریش نمیشه کرد... امشب دیگه مجبوریم به حرفات گوش بدیم
نویسنده: ایبیکه یواشکی عکس لباس آسیه رو برای برک میفرسته میبینه مشکیه و برک به دوروک یه لباس مشکی شیک به دوروک پیشنهاد میده
دوروک: نه داداش مگه میخوای بری پارتی که میگی بیا اینو بپوش
برک: دوروک یبار فقط یه بار به چیزی که میگم گوش کن
دوروک: نه دادا.....
برک: دوروووککک😡
دوروک: باشه داداش عصبی نشو
نویسنده: (همه باهم آماده شدن و شیک و پیک کردنو رفتن اول پسرا رسیدن)
- ۳.۳k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط